باریک ...مثل مو...

 

وقت نماز بود داشت وضو می گرفت .

گفتم: بروکنار می خوام دستامو بشورم ؛ دوستم منتظرمه..

گفت : نمیشه ؛ آخه منم خدا منتظرمه .....

 

***********

مثل همیشه شوخی و جدی گفتم :تیمارستان خوب

 سراغ نداری ؟که به دیوونه ها خوب رسیدگی کنن؟

منتظر یه جواب مسخره بودم..

اما یه کم فکر کرد و گفت: محراب نماز...! 

 

 

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط عاطفه.م* | 10:50 بعدازظهر | جمعه 4 بهمن 1387

RSS